مادران صلح کردستان در حمایت از شیرین علم هولو و زینب جلالیان دختران جوان کورد محکوم به اعدام.
مملکتی که در آن چه ساده مردمانش به مرگ محکوم می شوند!
در آن انسانیت به جایی رسیده است که محکوم شدن به اعدام امری غریب نیست ،همانطور که زجه و زجرها عادت شده اند!
این پیشرفت را باید مرهون چه و که دانست!؟
بدون شک سیستمی که خود در مقام سوالگر و جوابگر برآید و سیستم قضایی ای که خود شاکی و خود قاضیست توانش از این بیشتر نخواهد بود ودرنهایت انسانیت را در واژه هایی منحصر به کام مرگ می کشاند.
شیرین علم هولو و زینب جلالیان دو دختر جوان محکوم به اعدام زیر چتر چنان سیستمی به مرگ محکوم شده اند،سیستمی که نوشیدن یک جرعه از وجود گوارای آزادی را با دریاهای خون پاسخگوست.
زینب جلالیان و شیرین علم هولو در دوران بازجویی در نامساعدترین شرایط و تحت شکنجه های طاقت فرسا به سر برده اند و حال آنکه در مراحل به اصطلاح قانونی روند بررسی پرونده آنهاهیچ وکیلی که در مقام دفاع از آنها براید وجود نداشته این در شرایطیست که شیرین علم هولو آنچنان که خود درنامه اش توضیح می دهد به زبان فارسی تسلط نداشته، چگونه است قضاوتی که پای مرگ و زندگی یک انسان را در بر میگیرد اینچنین برملا به زد قضاوتی تبدیل می شود که نمونه آن را فقط در اعدامهای صحرایی می بینیم با این تفاوت که اینجا آن را با نقابی از قانون منزه کرده اند؛ جنایت در روندی کاملا قانونی!
البته وصد البته زنان در ایران و به ویژه در کردستان از چندین سو مورد تعرضی انسانی قرار گرفته اند و مشخص است که سنت چه تاثیر غیر قابل انکاری بر رویارویی سیستم به عنوان نماینده سنت و ایدئولوگ آن و اقشاری از جامعه در تاثیری از ترویج نا بجا وسوءاستفاده گرانه آن، با سنت شکنی نیمی از جامعه برای بدست آوردن حقوق انسانیشان دارد.و در این جاست که چه جنایاتی در القاب و عناوینی مختلف بر نیمی از جامعه روا داشته می شود،نیمی از جامعه که از نیمی از حقوق نیم دیگر جامعه وشاید کمتر برخوردار است.
زینب جلالیان و شیرین علم هولو تنها دو نفر از هزاران زن مبارز در راه احقاق حقوق نه فقط زنان بلکه مردان هستند چرا که مردان با یافتن جایگاه انسانی زنان جوهره ی انسانی را خواهند یافت و زنان و دختران مبارز ما به چنین جرمی ست که در بند زندان و دار هستند.
در پایان ما به عنوان مادران صلح کردستان خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی و علل الخصوص زنان در بند هستیم و معتقدیم که هیچ زبانی جز زبان صلح پایدار نخواهد بود.
رهانا: درادامه تلاشها برای لغو حکم اعدام شیرین علم هلو زندانی سیاسی کرد که به اتهام محاربه محکوم به اعدام شده است، اخیرا جمعی از فعالان حقوق بشر و بستگان وی «کمپین تا لغو اعدام شیرین علم هلو» ایجاد کردند.
وبلاگ این کمپین در پیحمایت نهادهای بین المللی و استقال خوب از آن مسدود شد. ملائکه علم هلو از بستگان درجه اول این زندانی محکوم به اعدام کرد و سخنگوی این کمپین ضمن تشریح آخرین وضعیت پروند وی در مصاحبه با رهانا گفت: «حمایتهای مردم را برنتافتند، فریاد شیرین را مسدود کردند.»
رهانا: آخرین وضعیت پرونده شیرین چیست و چه مراحل قانونی را طی میکند؟
شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام محاربه و ارتباط با پژاک در تارخ ۲۸ آذرماه حکم اعدام را برای خانم علم هلو صادر کرد. اکنون پرونده شیرین در دیوان عالی قضای ایران است، اما تا به حال دیوان عالی هیچ جوابی نداده، دوستان و خانواده وی نیز در انتظار نتیجه دادرسی این نهاد قضایی در رابطه با پرونده هستند.
رهانا: اخیرا خلیل بهرامیان وکالت وی را به عهده گرفته، نظر ایشان در رابطه با پرونده چیست؟ چه کارهایی برای پرونده شده است؟
آقای بهرامیان که یکی از باتجربه ترین و موفق ترین وکلای ایران هستند، از هفته گذشته رسیدگی پرونده شیرین را به عهده گرفتهاند. ایشان بر این باورند که حکم شیرین نا عادلانه است و هیچ مدرکی دال بر متهم بودن خانم علم هلو به محارب بودن در پرونده وجود ندارد. تا به حال هم در خواست تجدید نظر برای پرونده به دادگاه انقلاب داده و همچنین خواستار ملاقات با وی شده است. ایشان از لحاظ قانونی کارهای که برای نجات جان شیرین لازم باشد انجام میدهند و خانواده و دوستان امیدهای زیادی به تلاشهای آقای بهرامیان بستهاند.
رهانا: شما و گروهی از فعالین حقوق بشر اخیرا کمپینی برای لغو اعدام شیرین اعلام کردید، کارهاو تلاشهای کمپین تا کنون در چه حدی بوده است؟ و چه کارهایی در این راستا میخواهید انجام دهید؟
بعد از آنکه از حکم اعدام برای خانم علم هلو در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب مطلع شدیم، در تاریخ ۲۹/۱۰/۱۳۸۸ از طرف جمعی از فعالین حقوق بشر کمپینی برای لغو حکم اعدام شیرین به راه انداختیم. خوشبختانه کمپین با تلاش مداوم دوستان و مدافعان حقوق بشر انعکاس و گسترش خوبی پیدا کرده است. شمار بسیار چشمگیری امضا برای حمایت از شیرین و لغو حکم اعدام ایشان به کمپین رسیده است. به غیر از امضا کمیته دفاع از حقوق مردم ایران (کودیر) و کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی کرد بیانیه صادر کرده و خواستار لغو حکم خانم علم هلو هستند.
از سوی دیگر با تلاش دوستان دیگری از سازمان (چاک) و در جواب نامه این نهاد حقوق بشری کردی، دولت سوئد (وزارت خارجه) بیان نامهای صادر کرده است و خواستار لغو حکم تمامی زندانیان شده است و در بیانیه تاکید شده است که سوئد علیه حکم اعدام است. در این مورد هم وزیر خارجه سوید کارل بیلت در کنفرانسی امنیتی که در مونچن برگزار شده است این موضع و نگرانی خود را مستقیماً به منوچهر متکی وزیر خارجه ایران اعلام کرده است. در راستای تلاش مدافعین حقوق بشر هم بعضی از دوستان در اروپا با بعضی از سازمانهای زنان ارتباط برقرار کردهاند و هدفشان این بوده که فراتر از حمایت این سازمانها، سعی کنند که نام عزیزان زینب جلالیان و شیرین علم هلو به سمبل زنان آزادیخواه در سطحجهان مطرح کنند. تمام این ارتباطات از طریق خانم “اسطوره مقاومت”، “لیلا زانا” سیاستمدار کرد در ترکیه و خانم “سیلوی ژان” در پاریس به جریان افتاده است.سازمان “ابتکار زنان در اروپا” که یکی از بزرگترین سازمان های فمینیست زنان در اروپاست، با نمایندگی در بیش از پانزده کشور، اطلاعیهای را در رابطه با خواهرانمان شیرین علم هلو و زینب جلالیان صادر کرده است. خانم لیلیان هالز فرانس، نماینده این سازمان، در تلاش این است که نام این دختران کرد را در روز ۸ مارس به عنوان زنانی مبارز و آزادیخواه و سمبلی در سطح جهان معرفی کنند. این تلاشها تنها به خودی خود از طرف کمپین صورت نگرفته است و دوستان زیادی در این راستا تلاشهای فراوانیکردهاند.
رهانا: خبری منتشر شد که وبلاگ کمپین حمایت از خانم علم هلو فیلتر شده است. این خبر چقدر صحت دارد؟
کمپین همه تلاش خود را برای لغو حکم اعدام و آزادی خانم علم هلو به کار گرفته و با کمک دوستان در حال گسترش است، اما از ۱۶ بهمن کمپین را فیلتر کرده اند و تحمل این حمایت فراوان برای لغو حکم صادره و آزادی این خانم زندانی سیاسی کرد را بر نتافتند و با این کار فریاد شیرین را مسدود کردند. اما با وجود همه این کارشکنی ها ما به کار خودمان ادامه میدهیم و حالا هم برای رفع مشکل فیلتر دوستان سعی خود را به کار گرفته اند.
رهانا: اهمیت این نوع کمپینها برای حمایت از زندانیان سیاسی چیست؟ آیا کمپینی سراغ دارید که تاثیر گذار بوده در روند دادگاهی فعالان سیاسی؟
اهیمت این کمپینها این است که صدای زندانیان به بیرون از زندان و سیاه چالها می آورد و افکار عمومی جهان و مدافعان حقوق بشر از وجود زندانی سیاسی آگاه میکند. این هم به نوبه خود گونهای از حمایت و پشتیبانی از زندانیان سیاسی و دگراندیشان است. پیام ما در این کمپین بر این مبنا است که زندانیان سیاسی تنها نیستند و حامیان فراوانی دارند، زندانی سیاسی کسی نیست که هر طور خواستند با آنها رفتار بکنند و هر حکمی را که مسئولین خواستند بر علیه شان صادر کنند.
در تجربههای قبلی کمپینی برای آقایان عدنان حسن پور و عبدالواحید (هیوا) بوتیمار به راه افتاد که برای این دو زندانی سیاسی کرد هم حکم اعدام صادر شده بود، اما خوشبختانه با تلاش دوستان و در خواست تجدید نظر حکم از سوی وکیل آنها و فعالیتهای کمپین حکم اعدام آنها لغو شد. چون حمایتی همه جانبه از آن دو زندانی نامبرده شد و افکار عمومی و جهانیان در جریان امور قرار گرفتند. این تلاشها باعث وارد آوردن فشار بر دستگاه قضای کشور شد و درنهایت حکم لغو شد. هر چند ما از نتیجه دیوان عالی خبری نداریم اما امیدواریم و امیدمان را از دست نمیدهیم تا اینکه حکم اعدام خانم علم هلو لغو بشود و آزادی او را خواستاریم.
رهانا: درخواست شما از هموطنان و مسئولین حکومتی و نهادهای مدافع حقوق بشری چیست؟
درخواست ما از مدافعان و نهادهای حقوق بشر و سازمانهای زنان و هموطنان این است که حمایت همه جانبه خود را از خانم علم هلو به کار بگیرند و خواستار لغو حکم اعدام و آزادی ایشان و تمام زندانیان سیاسی دیگر و دگراندیشان شوند. حتی از مسئولین و قضات کشور خواستاریم که در مورد حکمهای صادره و گرفتن جان انسانها دور اندیش باشند و با وجدانی بیدار با فرزندان این مملکت برخورد کنند، سعی در توقف اعدام و گرفتن جان این انسانها بکنند، زیرا با حلق آویزکردن جوانان این مملکت آنچه را که امنیت ملی مینامند فراهم نمیشود، بر عکس مخالفتها را بیشتر و تند تر میکند. زندانیان سیاسی و خانم علم هلو در میانشان چیزی جز حق و حقوق خود و همنوعانشان را نمیخواهند.
مصاحبهگر: محسن کاکهرش
*خانواده و وکیل این زندان نام درست وی را «شیرین علم هلو» اعلام کردهاند.
خبرگزاری هرانا - خلیل بهرامیان وکیل شیرین الم هویی زندانی سیاسی محبوس در بند نسوان زندان اوین که به تازگی از سوی دادگاه انقلاب به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است درخواست تجدید نظر در حکم صادره را به دادگاه ارائه کرد.
به گزارش هرانا، آقای خلیل بهرامیان در خصوص پرونده موکلش شیرین الم هویی در گفتگو با این خبرگزاری اعلام کرد که در مطالعه پرونده ایشان مستندات شفافی دال بر محارب بودن موکلش مشاهده نکرده است.
وی افزود هفته گذشته وکالت خانم الم هویی را بر عهده گرفته است و در اولین فرصت درخواست ملاقات با این زندانی را به مسئولین ارائه خواهد نمود، همچنین وی در خصوص آخرین وضعیت الم هویی عنوان کرد "خانم الم هویی هم اکنون در بند نسوان زندان اوین تحمل حبس می نماید و در گفتگوی تلفنی با موکلش متوجه شده است که نامبرده از صدور حکم اعدام در خصوص پرونده اش اطلاعی ندارد"
خلیل بهرامیان تاکید کرد که روند بررسی پرونده در دادگاه بدوی خارج از اصول قانونی بوده است و وکیل مدافع تسخیری ایشان در خصوص کیفرخواست صادره از سوی دادگاه انقلاب دفاعی انجام نداده است به همین منظور در خواست تجدید نظر در حکم صادره را به دادگاه ارائه نموده است.
لازم به یادآوریست شیرین الم هویی به اتهام محاربه از طریق همکاری با یک سازمان سیاسی مسلح با استناد به ماده 186 و 187 و 190 (بند 2) قانون مجازات اسلامی به اعدام و به اتهام خروج غیرقانونی از مرز به استناد ماده 34 قانون گذرنامه به تحمل دو سال حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه وی در تاریخ 28 آذر ماه در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار و حکم در 13 دی ماه به وکیل وی، شامی، ابلاغ شده است.
وبلاگ کمپین «تا لغو اعدام شیرین علم هولو»، زندانی سیاسی کرد محکوم به اعدام، فیلتر شد. این کمپین که در تاریخ 29 دی 1388 برابر با 19 ژانویه 2010 میلادی توسط جمعی از فعالان حقوق بشر برای حمایت از شیرین علم هولو ایجاد شد، خواهان لغو حکم اعدام شیرین علم هولو است.
شیرین علم هولو متولد روستای دیم قشلاق در حوالی ماکو است. او در اردیبهشت 1387 توسط سپاه پاسداران در تهران دستگیر شد و 25 روز اول بازداشت خود را در مکانی نامعلوم و تحت شکنجه شدید جسمی و روانی گذراند، كه در آن مدت 22 روز را در اعتصاب به سر برده بود. پس از آن مدت به بند 209 زندان اوین تحویل داده شد و پس از تحمل 2 ماه حبس به بند نسوان این زندان منتقل گردید. شیرین در 28 آذر ماه 1388 به اتهام خروج غیرقانونی از مرز به تحمل دو سال حبس تغزیری و به اتهام محاربه از طریق ارتباط با پژاک، به اعدام محکوم شده است.
اکنون پرونده شیرین علم هولو در دیوان عالی قضای کشور است و فعالان حقوق بشر، وکیل و خانواده وی در انتظار حکم دیوان عالی هستند.
حمایت "کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی کورد" از شیرین علم هولو
"کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی کورد" حمایت خود را از "کمپین حیات حق همه انسانهاست" اعلام میکند.
کمپین حیات حق همه انسانهاست برای لغو حکم اعدام خانم شیرین علم هولو میباشد، که در تاریخ ۲۸ آذر ماه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب حکم اعدام برای ایشان صادر شده است. کمپین از طرف جمعی از فعالین حقوق بشر در اوایل بهمن ماه برای لغو حکم اعدام خانم علم هولو شروع به کار نموده است. کمپین خواستار حمایت همه جانبه نهادها و سازمان های مدافع حقوق بشر در جهت لغو حکم اعدام شیرین علم هولو است. ما (کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی کورد) هم به نوبه خود حمایتمان را برای لغو حکم اعدام و آزادی زندانی سیاسی کورد خانم شیرین علم هولو را اعلام میکنیم.
در این چند سال اخیر ایران و به خصوص کردستان در حال گذر مرحله ای مهم و تاریخی میباشد. آگاهی رو به افزون مردم کردستان برای به دست آوردن حقوقشان به مرحله ای رسیده است که سیاستهای کلاسیکی جمهوری اسلامی ایران برای رویاروی خواسته ها و حقوق مردم کردستان ابطال شده است. امروزه خیل عظیمی از فرزندان کردستان با فداکاری و جانبازی در راه آزادی خلق کردستان مبارزه میکنند. از این منظر جمهوری اسلامی ایران در برابر این آگاهی ملی خلق کرد در تنگنا قرار گرفته است و همانند عادت همه دیکتاتورهای دیگر و برای سدکردن خواستهای مردم کردستان دست به دامن حکم اعدام و اجرای آن برای فعالین کردستان شده است.
در این مقطع خاص تاریخی دختر مبارز کرد خانم شیرین علم هولو که به عضویت در حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) متهم شده است از طرف شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامى تهران و همچنین به اتهام محاربه حکم اعدام برایش صادر شده است. این در حالی است که طبق نوشته های که از طرف خانم علم هولو انتشار پیدا کرده اند به غیر از شکنجه و زیر پا نهادن تمام حقوق یک زندانی سیاسی از طرف بازجویان اقدامی دیگر صورت نگرفته است. حتی به خانم علم هولو اجاز نداده اند که برای دفاع از خود وکیل بگیرد. همچنین طبق اطلاعاتی که به دست کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی کورد رسیده است بازجویان بارها خوشحالی خود را از اینک خانمی عضو پژاک را دستگیر کرده اند به خانم علم هولو ابلاغ کرده اند و مرتباٌ اقدام به شکنجه وی نموده اند.
خانم علم هولو با مقاومت و اعتصاب کم نظیرش جوابی راسخ به شکنجه ها و زیر پا نهادن تمام قوانین زندان داده است. در مدت 25 روز بازداشت در مقر مرکزی اطلاعات سپاه پاسدارن 22 روز در اعتصاب بوده است. با وجود تلاش مداوم بازجوها و شکنجه های روانی و فیزیکی نتوانستده اند اعتصابش را بشکنند، که آن هم در نوع خود نشان از صفحه ای جدید مقاومت مردم در شرق کردستان میباشد.
ما به عنوان کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی کرد برای افکار عمومی اعلام میکنیم: که خواهان لغو اعدام و آزادی بدون قیدو شرط خانم شیرین علم هولو هستیم. بنا به گفته های وکیل خانم علم هولو ایشان هرگز انتظار حکم اعدام را نمیکردند و بر طبق ادعاها و خود قوانین جمهوری اسلامی سنگین ترین حکم برای شیرین نفی بلد (تبعید) میباشد. همچنین طبق آگاهیهای کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی کرد،خانم علم هولو در پوشش مدنی دستگیر شده است و تا به حال هیچ مدرکی بر عیله ایشان به اثبات نرسیده است و شکنجه گران با شیوه های درمانی و شیمیای یا به قول خودشان تزریق آمپول حرف در آوردنچند گفته ای را به دست آورده اند که ارزش قانونی ندارند، زیرا از شیوه های غیره قانونی استفاده کرده اند و تمان قوانین حقوقی را زیر پا نهاده اند. نمیبایست دادگاه حکم را بر طبق گفته بازجویان صادر میکرد.
ما به عنوان کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی کرد بار دیگر حمایت همه جانبه خودما را از زن مبارز کرد خانم شیرین علم هولو اعلام میکنیم و خواستار آزادی هر چه زودتر ایشان میباشیم.
فریدون شامی، وکیل علم هلو: از خداوند میخواهم که قضات دیوان عالی کشور این پرونده و اعتراض بنده را با وجدان بیدار مورد مطالعه قرار دهند.
محسن کاکهرش- رهانا: شیرین علم هلو، زندانی سیاسی کرد، چندی پیش در دادگاه بدوی به اعدام محکوم شد. در دادخواست او آمده که یکی از دلایل صدور حکم محاربه، اقرار وی به ارتباط با «پژاک» بوده است. شیرین علم هلو در نامهای که از درون زندان نوشته، شرح فشارها و شکنجههای وارد شده بر خود را برای گرفتن اقرار آورده است. فریدون شامی وکیل ایشان در مورد آخرین وضعیت خانم علم هلو مصاحبه ای با ما در رهانا انجام داده که در آن به چگونگی انتشار این نامه و آخرین وضعیت این زندانی کرد اشاره شده است. این مصاحبه در پی میآید:
رهانا: پروندهی خانم علم هلو اکنون چه مرحله قانونی را طی میکند؟
من در مدت قانونی طبق درخواست و ابلاغ خانواده خانم علم هلو سیام دی ماه از رای صادره تقاضای تجدید نظر کردم و امیدوارم رای من مورد قبول واقع بشود.
رهانا: اخیرا نامهای از سوی موکل شما در رابطه با شکنجه وی در زندان منتشر شده، از چگونگی انتشار نامه اطلاعی دارید؟
روزی که من میخواستم اعتراض کنم خانم علم هلو نامهای را از داخل زندان برای بنده ارسال کردند که به ضمیمه دادخواست تجدید نظر تحویل دادگاه داده شد.
رهانا: آیا شما شخصا نامه را رویت کردید؟
بله اما از محتوای آن اطلاعی ندارم. ولی بنا به شناختی که به لحاظ کاری و تجربه در این پرونده از ایشان دارم، نامه با دست خط خود خانم علم هلو نوشته شده بود.
رهانا: با ایشان ملاقات داشتید؟
چند روز پیش با ایشان ملاقات داشتم و با ایشان صحبت کردم و وضع روحی ایشان نیز خوب بود و ملاقاتم نیم ساعات طول کشید.
رهانا: برای تخفیف یا لغو حکم موکلتان چه کارهایی می توان انجام داد؟ من خودم خیلی امیدوارم که به هر صورت این مجازات لغو بشود، برای اینکه مجازات محاربه چهار نوع است که در اختیار قاضی است. در لایحه مجازات اسلامی که اکنون در مجلس شورای اسلامی است و تصویب نشده، در آنهم به همین نحو عمل شده یعنی کسی که خودش جلوگیری از کشت و کشتار میکند مجازات سبک را خواهند داد، که مجازات اعدام نیست. من هم به همین خاطر در خواست مجازات سبک برای موکلم کردم.
رهانا: گفتید که مجازات سبک را برای ایشان سزاوار میدانید نه اعدام، طبق قانون مجازات سبک برای ایشان با توجه به پروندهاش چیست؟
محاربه چهار تا مجازات دارد از این چهار تا مجازات یکی قتل، اعدام، قطع دست راست و پای چپ و تبعید هست با توجه به اینکه در این ماجرا کاری کرده که کسی کشته نشود به نظر من تبعید سزاوار ایشان هست نه مجازات اعدام.
رهانا: اکنون پرونده شیرین علم هلو در اختیار دیوان عالی کشور هست انتظار چه حکمی از سوی آنان را دارید؟
از خداوند میخواهم که قضات دیوان عالی کشور این پرونده و اعتراض بنده را با وجدان بیدار مورد مطالعه قرار دهند، به خاطر اینکه در آن ماجرا کسی کشته نشده و اعدام ایشان را تخفیف بدهند و مجازات اعدام ایشان را لغو کنند.
♦ خانواده و وکیل شیرین علم هلو نام فامیل درست وی را «علم هلو» گفتهاند.
The Committee for the Defence of the Iranian People's Rights (CODIR) is calling for urgent action to prevent the execution of a young woman imprisoned in Tehran since April 2008.
Shirin Alam Hooli is a twenty eight year old Kurdish woman who has been sentenced to death in Iran for her alleged support for PJAK, a militant opposition group. Convicted of ‘enmity against God’, since her arrest she has routinely and repeatedly been subjected to torture and degrading treatment to confess to supporting PJAK. She has had no access to legal representation during her long and gruelling interrogation period. Her rights as an accused were never observed.
CODIR has access to Hooli's account of her imprisonment smuggled out of Evin Prison. In describing the circumstances of her arrest she states,
"The arrest was made by uniformed and plain clothes members of Sepah who started beating me as soon as we arrived at their headquarters without even asking one question. In total I spent twenty five days at Sepah. I was on hunger strike for twenty two of those days during which time I endured all forms of physical and psychological torture. My interrogators were men and I was tied to the bed with handcuffs. They would hit and kick my face and head, my body and the soles of my feet and use electric batons and cables in their beatings. At the time I didn’t even speak or understand Farsi properly. When their questions were left unanswered they would hit me until I passed out."
Strenuous efforts were made by her interrogators to break her hunger strike including intravenous feeding. Regular beatings have been a feature of her prison term, often blindfold and handcuffed. One glimmer of hope was the prospect of hospital treatment for her injuries. However, as Hooli makes clear, her trip to hospital was for entirely different reasons,
"The next day they took me to hospital in handcuffs and blindfold. The doctor put me on a bed and injected me. I lost my will and answered everything they asked in the manner they wanted and they filmed the whole thing. When I came to I asked them where I was and realised I was still on a hospital bed and then they transferred me back to my cell."
Forced confessions and torture have been a regular feature of prison life in the Islamic Republic of Iran and CODIR has campaigned consistently to force Iran to observe its obligations under international conventions. CODIR Assistant General Secretary, Jamshid Ahmadi, said that the treatment of Shirin Alam Hooli was a shocking indictment of Iran's approach to human rights.
"It is ironic that we have received this news so close to the anniversary of the revolution", he said. "At a time when the Iranian Government will be urging people to celebrate its 'achievements' the reality of its approach to opposition is made clear. Shirin Alam Hooli has not even had access to the basic rights of defence counsel, surely the minimum expectation in any justice system?"
CODIR have launched an urgent appeal to prevent the execution of Shirin Alam Hooli and are urging letters and e mails to be sent to the leaders of the Islamic Republic
· demanding that all those detained, must be protected from torture or other ill treatment, allowed access to their families, lawyers and any necessary medical treatment and should be brought before a judge without delay so they may challenge the lawfulness of their detention.
PLEASE SEND APPEALS TO: Leader of the Islamic RepublicAyatollah Sayed ‘Ali KhameneiThe Office of the Supreme LeaderIslamic Republic Street – End of Shahid Keshvar Doust Street, Tehran, IslamicRepublic of IranEmail: https://webmail.blueyonder.co.uk/src/compose.php?send_to=info_leader%40leader.ir via website: http://www.leader.ir/langs/en/index.php?p=letter (English)Salutation: Your Excellency Head of the Judiciary Ayatollah Sadeqh LarijaniHowzeh Riyasat-e Qoveh Qazaiyeh (Office of the Head of the Judiciary) Pasteur St., Vali Asr Ave., south of Serah-e Jomhouri, Tehran, 1316814737Islamic Republic of Iran Email: Via website: http://www.dadiran.ir/tabid/75/Default.aspxFirstSalutation: Your Excellency And copies to:Director, Human Rights Headquarters of IranHis Excellency Mohammad Javad LarijaniBureau of International Affairs, Office of the Head of the Judiciary, Pasteur St.,Vali Asr Ave. south of Serah-e Jomhouri, Tehran 1316814737, Islamic Republic of IranEmail: https://webmail.blueyonder.co.uk/src/compose.php?send_to=bia.judi%40yahoo.com Fax: + 98 21 5 537 8827 (please keep trying)Also send copies to diplomatic representatives of Iran accredited to your country.
CODIR is the Committee for the Defence of the Iranian People’s Rights. It has been established since 1981 and has consistently campaigned to expose human rights abuses in the Islamic Republic of Iran.
CODIR has worked closely with the trades union movement internationally, the peace movement, all major political parties and Amnesty International to press the case for an end to torture in Iran’s prisons.
CODIR has published Iran Today, its quarterly journal, since 1981, explaining the latest developments in Iran and the most effective way that the international public opinion could demonstrate its solidarity with the people of Iran.
In recent years CODIR has worked closely with Stop the War Coalition and has been vocal against any form of foreign intervention in the internal affairs of the nation.
کمیتهٔ دفاع از حقوق مردم ایران (کودیر) خواستار اقدام عاجل برای جلوگیری از اعدام زن جوانی است که از خرداد ماه گذشته در تهران در زندان بوده است.
شیرین علم هولی (علم هولو آتشگاه) یک زن کُرد ۲۸ ساله است که به اتهام هواداری از پژاک، از گروههای مبارز مخالف، در ایران به مرگ محکوم شده است. او که به جرم «محاربه با خدا» محکوم شده است، از زمان دستگیریاش به کرّات و به طور مرتب تحت شکنجه و اذیت و آزار قرار داشته است تا به همکاری با پژاک اعتراف کند. او در تمام دوران بازجویی طولانی و طاقت فرسایش از داشتن وکیل محروم بوده است و حقوق او به عنوان متهم به هیچوجه رعایت نشده است.
کودیر به یادداشتهای خانم هولی دربارهٔ زندانی شدنش دست یافته است که به ترتیبی از زندان اوین به بیرون فرستاده شده است. او در این یادداشتها چگونگی دستگیریاش را این گونه شرح میدهد:
«توسط نیروهای اونیفورم پوش و لباس شخصی سپاه دستگیر شدم که به محض رسیدنمان به مقرّ مرکزیشان حتیٰ بدون پرسیدن یک سؤال شروع به کتک زدن من کردند. در مجموع ۲۵ روز را در سپاه گذراندم. ۲۲ روز از آن ۲۵ روز را در اعتصاب غذا بودم که در آن مدت متحمل انواع و اقسام شکنجههای بدنی و روانی قرار داشتم. بازجویان من مرد بودند و من با دستبند به تخت بسته شده بودم. آنها به سر و روی من، به بدنم و کف پاهایم ضربه و لگد میزدند، و برای زدن من از باتون برقی و کابل استفاده میکردند. آن موقع من نمیدانستم فارسی حرف بزنم و فارسی را حتیٰ درست متوجه نمیشدم. با وجود این، وقتی پرسشهای آنها بیپاسخ میماند، آن قدر مرا میزدند تا بیهوش میشدم.»
بازجویان او تلاش زیادی کردند که او اعتصاب غذایش را بشکند، از جمله اینکه به او سرُم غذایی وصل کردند. ضرب و شتم مداوم، و اغلب با دست و چشم بسته، امری عادی در دوران زندان بوده است. یکی از کوره امیدهای او احتمال رفتن به بیمارستان برای مداوای زخمهایش بوده است. اما همانگونه که خانم هولی به روشنی در یادداشتهایش توضیح میدهد، بردن او به بیمارستان هم اساساً به منظور دیگری بود:
«روز بعد من را دست بسته و با چشمبند به بیمارستان بردند. دکتر من را روی تخت خواباند و آمپولی به من تزریق کرد. به کلی اختیارم را از دست دادم و به هر آنچه پرسیدند آن طور که میخواستند جواب دادم، و آنها همه را فیلمبرداری کردند. وقتی که به هوش آمدم پرسیدم کجا هستم، و متوجه شدم که هنوز روی تخت بیمارستان هستم؛ بعد از آن آنها مرا به سلولم باز گردادند.» شکنجه و اعتراف گیری تحت فشار امری عادی در زندانهای جمهوری اسلامی است؛ کودیر برای وادار کردن ایران به عمل کردن به تعهدهایی که تحت کنوانسیونهای بینالمللی دارد پیگیرانه تلاش کرده است.
به گفتهٔ جمشید احمدی، معاون دبیرکل کودیر، شیوهٔ رفتار با خانم شیرین علم هولی ادعانامهٔ تکان دهندهای در مورد برخورد رژیم ایران با حقوق بشر است. آقای احمدی میگوید «شگفت این است که ما از این خبر در آستانهٔ سالگرد انقلاب مطلع میشویم. درست در زمانی که دولت ایران از مردم میخواهد که "دستاوردهای" این دولت را جشن بگیرند، واقعیت شیوهٔ برخورد آن با مخالفان برملا میشود. شیرین علم هولی حتیٰ از حق بنیادی داشتن وکیل محروم بوده است، که قطعاً حداقل حد انتظاری است که میتوان از هر نظام قضایی داشت.»
کودیر فراخوانی فوری را برای جلوگیری از اعدام شیرین علم هولی منتشر کرده است، و همگان را فرا میخواند که نامه و ایمیلهای اعتراضی به رهبران ایران بفرستند و:
1. بخواهند که همهٔ بازداشت شدگان به هیچوجه مورد شکنجه یا هرگونه آزار و اذیت دیگری قرار نگیرند، بتوانند با خانوادههایشان تماس بگیرند، به وکیل و هرگونه مداوای پزشکی ضروری دسترسی داشته باشند، و بدون تأخیر در دادگاه حاضر شوند تا بتوانند از خود در برابر غیرقانونی بودن دستگیریشان دفاع کنند؛
خواستهای اعتراضی خود را به آدرسهای زیر بفرستید:
رهبر جمهوری اسلامی ایران آیتالله سیدعلی خامنهای بیت رهبری خیابان جمهوری اسلامی، انتهای خیابان شهید کشوردوست تهران، جمهوری اسلامی ایران
ایمیل: info_leader@leader.ir
یا (به زبان انگلیسی) و از طریق سایت اینترنتی: http://www.leader.ir/langs/en/index.php?p=letter
ریاست قوهٔ قضاییه آیتالله صادق لاریجانی حوزهٔ ریاست قوهٔ قضاییه خیابان پاستور، خیابان ولی عصر، جنوب سه راه جمهوری تهران 1316814737 جمهوری اسلامی ایران
ایمیل info@dadiran.ir
یا از طریق سایت اینترنتی: http://www.dadiran.ir/tabid/75/Default.aspx
رونوشت به: مدیر دفتر مرکزی حقوق بشر ایران جناب آقای محمد جواد لاریجانی ادارهٔ امور بینالمللی دفتر ریاست قوهٔ قضاییه خیابان پاستور، خیابان ولی عصر جنوب سه راه جمهوری تهران 1316814737 جمهوری اسلامی ایران ایمیل: bia.judi@yahoo.com دورنگار: 8827-37-55-21-98+
همچنین نسخهای از نامهٔ خود را به دفاتر نمایندگی سیاسی ایران در کشور خودتان بفرستید.
Shirin Alam Hooli is a twenty eight year old Kurdish woman who has been sentenced to death in Iran for her alleged support for ‘PJAK’, a militant opposition group. Convicted of ‘enmity against God’, since her arrest in spring 2008, she has routinely and repeatedly been subjected to torture and degrading inhumane treatment to confess to supporting PJAK. She had no legal representation during her long and gruelling interrogation period and her rights as an accused were never observed. What follows is her account of her time since her arrest in her own words written from Evin Prison’s Nesvan Wing:
I was arrested in April 2008 in Tehran. The arrest was made by uniformed and plain clothed members of Sepah who started beating me as soon as we arrived at their headquarters without even asking one question. In total I spent twenty five days at Sepah. I was on hunger strike for twenty two of those days during which time I endured all forms of physical and psychological torture. My interrogators were men and I was tied to the bed with handcuffs. They would hit and kick my face and head, my body and the soles of my feet and use electric batons and cables in their beatings. At the time I didn’t even speak or understand Farsi properly. When their questions were left unanswered they would hit me until I pass out. They would stop as soon as they would hear the call for prayers and would give me time until their return for as they said to come to my senses only to start their beatings as soon as they returned – again beatings, passing out, iced water …
When they realised I was insistent on my hunger strike, they tried to break it by inserting tubes through my nose to my stomach and intravenous feeding; they tried to break my [hunger] strike by force. I would resist and pull out the tubes which resulted in bleeding and a great deal of pain and now after two years I’m still suffering the consequences and am in pain.
One day while interrogating me they kicked me so hard in the stomach that it resulted in immediate haemorrhaging. Another day, one of the interrogators came to me – the only one whose face I saw, I was blindfolded all other times – and asked irrelevant questions. When he heard no reply he slapped me and took out his pistol from his belt and put it to my head, “You will answer the questions I ask of you. I already know you are a member of PJAK, that you are a terrorist. See girl, talking or not talking makes no difference. We’re happy to have a member of PJAK in our captivity”.
On one of the occasions that the doctor was brought to see to my injuries I was only half conscious because of all the beatings. The doctor asked my interrogator to transfer me to the hospital. The interrogator asked, “why should she be treated in hospital, can’t she be treated here?” The doctor said, “I don’t mean for treatment. In hospital I will do something for you to make her sing like a canary.” The next day they took me to hospital in handcuffs and blindfold. The doctor put me on a bed and injected me. I lost my will and answered everything they asked in the manner they wanted and they filmed the whole thing. When I came to I asked them where I was and realised I was still on a hospital bed and then they transferred me back to my cell.
But it was as if this was not enough for my interrogators and they wanted me to suffer more. They kept me standing up on my injured feet until they would swell completely and then they would give me ice. From night till morning I would hear screams, moans, people crying out loud and these voices upset me and me nervous. Later, I realised these were recordings played to make me suffer. Or for hours on end cold water would be dripped slowly on my head and they would return me to the cell at night.
One day I was sitting blindfold and was being interrogated. The interrogator put out his cigarette on my hand; or one day he pressed and stood on my toes for so long that my nails turned black and fell off; or they would make me stand all day in the interrogation room without asking me any questions while they filled in crossword puzzles. In short they did everything possible.
When they returned me from hospital they decided I should be transferred to 209. But because of my physical condition and that I couldn’t even walk 209 refused to accept me. They kept me for a whole day in that condition by the door of 209 until I was transferred to the clinic.
What else? I couldn’t tell night from day anymore. I don’t know how many days I was kept at Evin Clinic until my wounds were a little improved and was transferred to 209 and interrogations started. The interrogators at 209 had their own methods and techniques – what they called hot and cold policy. First of all, the brutal interrogator would come in. He would intimidate me threaten and torture me. he would tell me that he cared for no law and that he would do what he wanted with me and … then the kind interrogator would come in and ask him to stop treating me in this way. He would offer me a cigarette and then the questions would be repeated and the futile cycle would start all over again.
While I was at 209 especially at the beginning when I was interrogated, when I wasn’t well or had a nose bleed they would inject me with a pain killer and keep me in the cell. I would sleep the whole day. They wouldn’t take me out of the cell or take me to the clinic…
Shirin Alam Hoolo Nesvan Wing, Evin 28/10/88 (18 January 2010)
شیرین علم هولی (علم هولو آتشگاه) متولد 1360 و از اهالی روستای دیم قشلاق، حوالی ماکو در استان آذربایجان غربی است. وی از تاریخ خرداد 1387 در بازداشت است. در حکم بدوی دادگاه که در تاریخ 28 آذر ماه برگزار شد، به اتهام محاربه از طریق همکاری با «پژاک» به اعدام محکوم گردید.